حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2532

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

اردشير ( آلكساندرسور ) امپراطور روم را تهديد كند . بعضى فتح اردشير را بر اردوان بسال 224 م . ، يعنى سال سوّم سلطنت آلكساندر سور امپراطور روم ، مربوط ميدارند ، ولى مدرك آن معلوم نيست . بنابراين بطور كلّى ميتوان گفت ، كه قيام و غلبه اردشير بر اردوان در سنه‌اى بين 220 و 226 م . رويداده . اردشير پس از خروج بر اردوان و اعلان استقلال پارس ، فورا مورد تعرّض شاه اشكانى واقع نشد و بنابراين فرصت يافت بممالك همجوار پارس بپردازد ، با اين مقصود او در ابتداء به كرمان حمله كرده اين مملكت ضعيف را تسخير كرد ، بعد عازم شمال گرديده صفحات دوردست ماد ، يعنى حوالى يزد و اصفهان را در تحت نفوذ خود درآورد . در اينوقت اردوان عازم مبارزه شد ، قشونى جمع كرده به قصد او رفت و داخل پارس گرديده با رقيب خود دست‌وپنجه نرم كرد . پس از آن سه جدال بين اردوان و اردشير رويداد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 80 ، بند 3 ) . در جدال آخرى ، كه در جلگهء هرمزد ( هرمزدگان ) بين بهبهان و شوشتر در كنار رود جرّاحى وقوع يافت ، اردوان جنگى سخت كرده تمامى مساعى خود را به كار برد ، ولى بر دشمن فائق نيامد و نه فقط شكست خورد ، بل كشته شد ( ديوكاسّيوس ، همانجا - هروديان ، كتاب 6 ، بند 6 و 7 - آگاثياس ، كتاب 2 ، بند 25 و بعد از آن ) . گوت‌شميد گويد ( تاريخ ايران الخ ، صفحه 162 ) اردشير از اردوان خواسته بود ، كه محلّ جنگ را معيّن كند و اردوان اين تقاضا را ، بيشتر بواسطه شرافتمندى تا موافق عقل ، پذيرفته محلّ را معيّن كرده بود . بعد اردشير موقع مناسبى را در سرچشمه آبى انتخاب كرده خندقى هم دور آن كنده بود . نيز گوت - شميد مينويسد ، كه بعد از جنگ ، اردشير از اسب پائين آمده بسر بريده اردوان لگد زد ( همانجا ) . اين شكست باوجود اينكه مهم بود ، باز قطعى نبود و نميشد گفت ، كه دولت اشكانى از پاى درآمده ، زيرا اردوان پسرانى داشت ، كه يكى از آنها ميتوانست جانشين او گردد و چنين هم شد ، زيرا يكى از پسران اردوان ( آرتاواسدس نام ، خود را شاه پارت خواند و جمعى از پارتيها او را بسلطنت